عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

49

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ ، تا راست نشينيد [ و آرام گيريد ] بر پشتهاى ستوران ، ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ ، آن گاه نيكوكارى خداوند خويش ياد ميكنيد ، إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ ، آن گه كه بر ستور راست نشينيد . وَ تَقُولُوا و آن گه گوئيد ، سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا ، پاكى و بىعيبى او را كه زير دست كرد و نرم ما را اين ستور ، وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ ( 13 ) يا نه ، ما با او برنتوانستيمى « 1 » و برنيامديمى ، وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ ( 14 ) و ما در اين نعمت با خداوند خويش ميگرديم [ بآزادى ] . وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً او را از رهيگان او بهره‌اى ساختند ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ ( 15 ) اين مردم ناسپاسى است آشكارا . أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ ، باش از آنچه خود آفريد ، دختران گرفت و مادينه گزيد خود را ، وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ ( 16 ) و شما را خالص كرد و برگزيد پسران . وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ ، و آن گه كه بشارت دهند يكى را از ايشان ، بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ، به آنچه رحمن را صفت ساخت ، ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا ، روى وى سياه گردد ، وَ هُوَ كَظِيمٌ ( 17 ) و او پراندوه . أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ ، باش كسى كه در زيور برآيد و ببالد ، وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ ( 18 ) و او در داورى بىزبان و بىسخن بود ، [ همچو كسى است كه خصومت بسر برد ، و دردآورى نيك آيد ] . وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً ، و فريشتگان را كه ايشان بندگان رحمانند [ در سخن ] مادينان كردند ، أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ ، بودند آنجا كه [ اللَّه ] فرشتگان را ميآفريد ، سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ ، [ آرى ] مىنويسند گواهيهاى ايشان [ بر ما ] وَ يُسْئَلُونَ ( 19 ) و بپرسند ايشان را [ فردا از آن ] . وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ، گفتند اگر رحمن خواستى كه فرشتگان را نپرستيم نپرستيديمى ايشان را . ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ ، ايشان را هيچ دانش نيست به آنچه ميگويند ،

--> ( 1 ) نسخهء الف : برنتوانستمانيد .